تبليغاتX
عصر رهایی - فهميدم ؛سعادت می خواهد

عصر رهایی

مذهبی

فهميدم ؛سعادت می خواهد

تمام مشکلاتی که در این مدت داشتم را می خواهم سپری کنم؛؛........

وبگویم اگر این مدت از یارم دور بودم و چیزی ننوشتم؛؛؛؛

به خاطر کم سعادتی بود نه به خاطر مشکلات؛؛؛

نه به خاطر چشمان پر ز برق ؛آره برق آتش گناه ؛گناهانی که خواسته نا خواسته و از خدا خواسته برای همه ما پیش می آید عادی تر از آب خوردن لذت می بریم؛؛؛

نه ؛؛

حدیثی خواندم ؛

نمی دانم من که با خواندن این حدیث لرزه بر اندامم افتاده

اگر حضرت ظهور کنند و بگویند و درد و دل کنند و از بی وفایی هایمان اندکی زبان بگشایند

من چه گونه خواهم بود ؛

مولا ؛در آغاز نه روی سلام داشتم ؛نه زبانی برای سلام کردن

مولا ؛آقا سلام

نمی دانم ؛ زمانی که شما ما را ندیده این چنین نظر بر می آورید زمانی که بی وفایی ما را

دیدید ؛چه گفتید

زمانی که دیدید با شما عهد می بندم و بعد از مدتی حتی شما را از یادم برده ام چه گفتید

و جالب آنکه شما در هر لحظه به یاد ما هستید

و از ناراحتی هایمان ناراحت و از شادیهامان شاد

و جالب آنکه شما همیشه بر ما نظر خیر و دعا گو دارید

فقط می گوییم آقا شرمنده ام همین.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عادل نعمتی  |